بن‌ بست دونالد ترامپ در مواجهه با ایران؛ نوسان میان اهرم تهدید و کانال مذاکره

نیاز به راهنمایی دارید دارید؟ با ما در ارتباط باشید!

راهی سریع برای ارتباط با ما!

فهرست مطالب

در هفته‌ های گذشته، خروجی رسانه‌ ها و اتاق‌ های فکر سیاسی در ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری با واژگانی چون «بن‌بست راهبردی»، «عقب‌ نشینی» و «تسلیم» جهت ارزیابی کارنامه دونالد ترامپ در مواجهه با ایران گره خورده است؛ اصطلاحاتی که تا پیش از این، به‌ کارگیری آن‌ ها در ادبیات دیپلماسی واشنگتن دور از ذهن ارزیابی می‌ شد. در همین راستا، نشریه معتبر آتلانتیک در یک ارزیابی واقع‌ گرایانه و کم‌ سابقه تصریح کرده است که رویکرد ترامپ در قبال ایران در عمل به یک عقب‌ نشینی آشکار منجر شده؛ چرا که تهران بدون عقب‌ نشینی از مواضع خود در بخش غنی‌ سازی، بر لزوم دریافت غرامت‌ های ساختاری، برچیده شدن کامل زنجیره تحریم‌ ها و تثبیت دستاورد های ژئوپلیتیک خود در سطح منطقه پا فشاری می‌ کند. در ادامه برای خواندن جزییات این خبر با یونیتک همراه شوید.

شکاف عمیق میان اهداف و نتایج عملی

آنچه امروز در کانون توجه ناظران بین‌ المللی قرار دارد، فاصله معنادار میان برآورد های اولیه واشنگتن از ایجاد این رویارویی و دستاورد های واقعی حاصل‌ شده در صحنه عمل است. کاخ سفید و شرکای منطقه‌ ای آن بر این پندار بودند که با در هم‌ آمیختن تهدید های نظامی، اهرم‌ های گسترده تحریمی و ابزارهای جنگ روانی، تهران را به عقب‌ نشینی از مواضع ژئوپلیتیک خود واگذار می‌ دارند؛ اما برآیند رویدادهای اخیر آشکار ساخت که نه تنها این اهداف به بار ننشسته‌ اند، بلکه ایران موفق شده ساختار بازدارندگی خود را مستحکم نگاه داشته و در مواردی موقعیت برتری را تثبیت کند.

از همان نخستین مراحل شکل‌ گیری تنش‌ ها، ایالات متحده در پی آن بود تا این تقابل را به عنوان یک کارزار برق‌ آسا و سرنوشت‌ ساز بازنمایی کند؛ نبردی که هدف از آن، تحلیل بردن اقتدار دفاعی و نفوذ منطقه‌ ای ایران و بازنویسی معادلات خاورمیانه به سود منافع واشنگتن و تل‌ آویو بود. با این حال، سیر تحولات ثابت کرد محاسبات اولیه آمریکا درباره پتانسیل‌ های همه‌ جانبه ایران تا چه حد از واقعیت فاصله داشته است، چرا که نه تنها آسیبی بنیادین به زیرساخت‌ های راهبردی ایران وارد نشد، بلکه شبکه نفوذ منطقه آن نیز پابرجا ماند؛ در مقابل، تسری یافتن دایره مخاطرات پیرامون منافع آمریکا و افزایش ضریب آسیب‌ پذیری متحدانش، مخارج این ماجراجویی را برای واشنگتن به شدت بالا برد.

چرخش ملموس در ادبیات دیپلماتیک دونالد ترامپ

در چنین شرایطی، تغییر تدریجی لحن ترامپ نسبت به ایران معنا پیدا می‌ کند. رئیس‌ جمهوری که پیش‌ تر از «نابودی کامل» سخن می‌ گفت، اکنون بیش از هر زمان دیگری بر مذاکره، آتش‌ بس و توافق تاکید دارد. این تغییر رویکرد را نمی‌ توان صرفا یک تاکتیک دیپلماتیک دانست، بلکه بیش از هر چیز نشانه نگرانی واشنگتن از فرسایشی شدن جنگ و پیامد های خطرناک ادامه آن است. آمریکا به‌ خوبی می‌ داند که هرچه درگیری طولانی‌ تر شود، هزینه‌ های اقتصادی، امنیتی و سیاسی آن افزایش خواهد یافت؛ هزینه‌ هایی که نه تنها بر دولت ترامپ، بلکه بر جایگاه جهانی آمریکا نیز تاثیر می‌ گذارد.

یکی از مهم‌ ترین پیامدهای این جنگ، ضربه به اعتبار بازدارندگی آمریکا است. واشنگتن سال‌ ها تلاش کرده بود تصویری از قدرتی شکست‌ ناپذیر در منطقه ارائه دهد، اما اکنون حتی متحدان سنتی آمریکا نیز نسبت به توان این کشور در مدیریت بحران‌ ها دچار تردید شده‌ اند. کشور های عربی حاشیه خلیج فارس که در سال‌ های گذشته تا حد زیادی به چتر امنیتی آمریکا وابسته بودند، اکنون با احتیاط بیشتری به تحولات نگاه می‌ کنند. آنها مشاهده کردند که برخلاف تبلیغات اولیه، آمریکا قادر نیست به‌ سادگی معادلات منطقه را تغییر دهد و هرگونه جنگ گسترده با ایران می‌ تواند امنیت و اقتصاد کل منطقه را با بحران مواجه کند.

تکاپوی پایتخت‌ های عربی برای تثبیت خطوط دیپلماتیک

در همین راستا، تعداد زیادی از پایتخت‌ های عربی ترجیح داده‌ اند دامن خود را از این تقابل‌ های فرساینده بیرون بکشند و به موازات آن، مجاری گفت‌ و گو و تعامل با تهران را توسعه دهند. این رویکرد آشکار می‌ سازد که سناریوی تنش، به انزوای تهران نینجامیده، بلکه موقعیت و وزن ژئوپلیتیک ایران را در چینش معادلات خاورمیانه ارتقا داده است؛ چرا که بازیگران منطقه به این باور قطعی رسیده‌ اند که برقراری آرامش پایدار در خاورمیانه بدون در نظر گرفتن جایگاه ایران غیر ممکن بوده و راهبرد حذف یا کمرنگ کردن نقش تهران به بن‌ بست رسیده است.

از طرفی دیگر، یکی از محور های بنیادین استراتژی ایالات متحده، استمرار بخشیدن به بدنه تحریم‌ ها و وارد آوردن فشار های مضاعف اقتصادی بر دوش ایران بود؛ اما طولانی شدن رویارویی‌ ها و فرجام نامشخص واشنگتن در رسیدن به مقاصد خود، کارآمدی و مشروعیت این ابزار های تنبیهی را در ابعاد بین‌ المللی با چالش مواجه کرده است. امروزه بسیاری از ناظران جهانی با تردید به اثربخشی سیاست فشار حد اکثری می‌ نگرند و چنانچه کاخ سفید نتواند خروجی مشخصی از این کارزار ارائه دهد، گسست در همگرایی بین‌ المللی علیه ایران شتاب بیشتری خواهد گرفت که این امر خود زمینه‌ ساز فرسایش تدریجی ساختار تحریم‌ ها می‌ شود.

در این میان، تل‌ آویو نیز خود را در محاصره بحران‌ های بی‌ سابقه و فزاینده می‌ بیند؛ دولتمردان اسرائیل بر این باور بودند که دخالت مستقیم نظامی آمریکا توازن قوا را به نفع آن‌ ها دگرگون خواهد ساخت، اما فرسایشی شدن نبرد و تسری ناامنی در سطح منطقه، حجم فشارهای داخلی و بین‌ المللی را بر این رژیم مضاعف کرده است. افزون بر آسیب‌ های جدی در بخش‌ های امنیتی و لایه‌ های اقتصادی، بالا گرفتن موج مخالفت‌ های جهانی با رویکردهای تهاجمی اسرائیل، این رژیم را بیش از هر زمان دیگری در آستانه انزوای دیپلماتیک قرار داده است؛ به همین جهت، قاطبه تحلیلگران غربی بر این باورند که تداوم وضعیت کنونی، موقعیت راهبردی ایران را تضعیف نخواهد کرد، بلکه بستر تثبیت و توسعه نفوذ منطقه‌ ای تهران را فراهم می‌ آورد.

پيامد های داخلی این رویارویی بر ایالات متحده

محور کلیدی دیگر، پیامد های درون‌ ساختاری این تقابل بر فضای داخلی ایالات متحده است. برخلاف برآورد های اولیه مقامات کاخ سفید، طیف گسترده‌ ای از افکار عمومی آمریکا تمایلی به مشارکت کشورشان در یک کارزار نظامی جدید در خاورمیانه ندارند. حافظه جمعی جامعه آمریکا هنوز تحت تأثیر هزینه‌ های سنگین و مادی جنگ‌ های عراق و افغانستان قرار دارد و شهروندان نگران گرفتار شدن دوباره واشنگتن در یک نبرد فرساینده و بی‌ سرانجام هستند؛ این دغدغه‌ ها موجی از فشار های سیاسی را بر دولت ترامپ و اعضای کنگره تحمیل کرده و هر چه ابعاد مالی و لجستیکی این رویارویی نمایان‌ تر می‌ شود، ضریب حمایت‌ های داخلی از سیاست‌ های تهاجمی کاهش می‌ یابد.

در چنین موقعیتی، چرخش ادبیات ترامپ به سمت کلیدواژه‌ هایی چون آتش‌ بس و گفت‌ و گو را باید خروجی هوشمندانه برای مهار یک بحران فزاینده دانست؛ اقدامی که هدف از آن، پیشگیری از تبدیل شدن این تقابل به یک باتلاق ژئوپلیتیک برای ارتش آمریکا است. با این حال، چالش اساسی واشنگتن به عدم توازن در قدرت چانه‌ زنی باز می‌ گردد، چرا که در مقطع کنونی، ابزار های لازم برای تحمیل شروط خود به تهران را در اختیار ندارد و ایران با اتکا بر اهرم‌ های دفاعی و موقعیت منطقه‌ ای خود، در جایگاهی قرار گرفته که می‌ تواند مطالبات حقوقی و راهبردی بیشتری را روی میز مذاکره بگذارد.

برآیند همین واقعیت‌ ها سبب شده تا رسانه‌ های غربی اصطلاح «عقب‌ نشینی» را برای توصیف این وضعیت برگزینند؛ واژه‌ ای که بر تفاوت فاحش میان آرمان‌ های اولیه تقابل و دستاوردهای کنونی صحه می‌ گذارد. اگرچه دستگاه دیپلماسی و رسانه‌ ای آمریکا تلاش می‌ کند تا جلوه یک ناکامی ساختاری را از انظار عمومی پنهان سازد، اما شواهد عینی حکایت از آن دارد که تداوم این مسیر، مخارج گزافی برای واشنگتن در پی خواهد داشت. اکنون کاخ سفید با این چالش بنیادین رو به‌ رو است که چگونه فرآیند خروج از بحران را بدون دستیابی به اهداف از پیش تعیین‌ شده مدیریت کند؛ بحرانی که در ابتدا به عنوان نماد اقتدار فرامرزی آمریکا طراحی شده بود، اما اکنون به مظهر محدودیت‌ های قدرت این کشور در نظام بین‌ الملل تبدیل شده است.

کلام آخر

در یک جمع‌ بندی کلی، سیر رویداد های اخیر گویای این واقعیت است که دکترین فشار حداکثری و تقابل علنی علیه ایران، دستاوردی در مسیر تغییر محاسبات و رفتار های کلان تهران نداشته و برعکس، به بازتنظیم آرایش قوا در سطح خاورمیانه دامن زده است. جمهوری اسلامی ایران موفق شده در کنار صیانت از لایه‌ های دفاعی و بازدارنده خود، از فرصت‌ های پیش‌ آمده در جهت تثبیت و ارتقای وزن دیپلماتیک و منطقه‌ ای خود بهره‌ برداری کند.

در نقطه مقابل، ایالات متحده و شرکای استراتژیک آن در منطقه، اکنون خود را در مواجهه با زنجیره‌ ای از مخارج و چالش‌ های محاسباتی می‌ بینند؛ چالش‌ هایی که استمرار آن‌ ها فرسایش بیشتر نفوذ و قدرت مانور واشنگتن در غرب آسیا را به دنبال خواهد داشت. از همین رو، کلیدواژه «عقب‌ نشینی» که این روزها در فضای رسانه‌ ای آمریکا بازتاب یافته، در حقیقت اعترافی آشکار به ناکامی راهبردی در پروژه‌ ای است که ابعاد اولیه آن با هدف دگرگونی در نظم منطقه‌ ای طراحی شده بود، اما خروجی عینی آن به محدود شدن اهرم‌ های قدرت آمریکا و افزایش پیچیدگی‌ های ژئوپلیتیکی منجر گردید.

نظر شما چیه؟
0
0
0
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوالات متداول

Picture of <a href="https://unitech.ir/blog/">یونیتک</a>

مرجع دنیای تکنولوژی، گوشی های موبایل، تبلت و ...

Pinterest
Telegram
WhatsApp

یونیتک : مرجع فروش موبایل و کالای دیجیتال

همین الان گوشی مورد نظرتو انتخاب کن