در دیماه سال ۱۴۰۴، جامعه اقتصادی ایران یکی از طولانیترین و گستردهترین دورههای قطعی اینترنت بینالملل را تجربه کرد. این رویداد که در پی ناآرامیهای اجتماعی رخ داد، تأثیری ژرف و چندبعدی بر کلیه عرصههای اقتصادی کشور گذاشت. در این میان، بازار سرمایه ایران به عنوان یکی از حساسترین و مهمترین نهادهای مالی کشور، با چالشها و پیامدهای قابل توجهی روبرو شد. بورس تهران که در سالهای اخیر به محلی برای سرمایهگذاری بخش گستردهای از جامعه ایرانی تبدیل شده، در شرایط عادی به عنوان شاخصی از سلامت اقتصادی و اعتماد سرمایهگذاران عمل میکند. اما در مواقع بحران، این بازار به سرعت تحت تأثیر عوامل بیرونی قرار گرفته و نوسانات شدیدی را تجربه میکند. قطعی اینترنت بینالملل در دیماه ۱۴۰۴، نمونهای بارز از این تأثیرپذیری بود که نه تنها بر مکانیسمهای فنی معاملات تأثیر گذاشت، بلکه بر روانشناسی بازار، رفتار سهامداران و جریان نقدینگی نیز اثرات عمیقی بر جای نهاد. این گزارش به تحلیل جامع تأثیرات قطعی اینترنت بر بازار سرمایه ایران میپردازد و ابعاد مختلف این پدیده را از زوایای گوناگون بررسی میکند. از تأثیر فوری بر شاخصهای بورس تا پیامدهای بلندمدت بر ساختار بازار، از مشکلات فنی پیش روی فعالان بازار تا چالشهای اطلاعاتی که سهامداران با آن مواجه شدند، همگی موضوعاتی هستند که در این تحلیل به تفصیل مورد بررسی قرار میگیرند.
تحلیل تأثیرات بر شاخصهای بورس
ریزش بیش از ۳۰۰ هزار واحدی شاخص کل بورس تهران در طول تنها سه روز معاملاتی، صحنهای بیسابقه در تاریخ معاصر بازار سرمایه ایران بود. این افت چشمگیر که از مرز چهار میلیون و چهارصد هزار واحد آغاز شد و تا کانال چهار میلیون و صد هزار واحد ادامه یافت، نشاندهنده حساسیت بالای بازار به عوامل بیرونی و به ویژه تنشهای سیاسی بود. در روز سهشنبه ۲۳ دیماه، شاخص کل با کاهش ۱۰۳ هزار و ۵۴۷ واحدی به رقم چهار میلیون و ۱۱ هزار و ۵۵۴ واحد رسید. این در حالی بود که روز قبل از آن، بازار سنگینترین ریزش روزانه تاریخ خود را با افت ۱۲۱ هزار واحدی تجربه کرده بود. شاخص هموزن نیز با کاهش ۲۳ هزار و ۱۴۵ واحدی به یک میلیون و ۳۸ هزار و ۸۲۵ واحد رسید. در بازار فرابورس نیز شاخص با افت قابل توجه ۷۶۴ واحدی به رقم ۳۱ هزار و ۲۳۶ واحد سقوط کرد. این نوسانات شدید در شرایطی رخ داد که ارزش صفهای فروش در برخی روزها به حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان رسید و روزانه بین ۵ تا ۶ هزار میلیارد تومان نقدینگی از بازار خارج میشد. حجم معاملات نیز به شدت کاهش یافت و در برخی روزها به کمتر از ۲ هزار میلیارد تومان رسید که نشاندهنده رکود عمیق در بازار بود.
علل و عوامل ریزش بورس
دلایل متعددی در ایجاد این ریزش بیسابقه نقش داشتند که میتوان آنها را در چند دسته اصلی طبقهبندی کرد:
افزایش ریسکهای سیستماتیک و سیاسی
به گفته کارشناسان بازار سرمایه، از جمله بهنام صمدی، تحلیلگر باتجربه بورس، ریزش اخیر بیش از آنکه ناشی از عوامل بنیادی و اقتصادی باشد، واکنشی به افزایش ریسکهای سیاسی و امنیتی بود. صمدی در تحلیل خود تأکید کرد که بازار سرمایه ذاتاً موجودی ریسکگریز است و به محض افزایش سطح تنشها، بلافاصله واکنش منفی نشان میدهد. او خاطرنشان کرد که بازار پس از رشد قابل توجهی که تا محدوده چهار میلیون واحد تجربه کرده بود، طبیعتاً میتوانست وارد فاز اصلاح شود، اما آنچه در روزهای اخیر رخ داد، فراتر از یک اصلاح قیمتی معمول بود.
اختلال در زیرساختهای اطلاعاتی و ارتباطی
قطع اینترنت بینالملل ضربه سنگینی به سیستم اطلاعاتی بازار سرمایه وارد کرد. بسیاری از فعالان بازار که در سالهای اخیر به پیامرسانهایی مانند تلگرام به عنوان منبع اصلی اطلاعات و تحلیل وابسته شده بودند، ناگهان خود را در خلأ اطلاعاتی یافتند. کانالهای تخصصی بورس که روزانه هزاران تحلیل، خبر و پیشنهاد معاملاتی ارائه میدادند، عملاً از دسترس خارج شدند. این امر باعث شد بسیاری از سهامداران خرد، که بخش قابل توجهی از حجم معاملات بازار را تشکیل میدهند، در تاریکی مطلق به سر برند و نتوانند تصمیمات آگاهانهای اتخاذ کنند.
مشکلات فنی در دسترسی به سامانههای معاملاتی
با قطع اینترنت همراه، که در روزهای اول بحران تقریباً کامل بود، دسترسی به سامانههای معاملاتی برخط با مشکل مواجه شد. بسیاری از سهامداران که عادت به معامله از طریق تلفن همراه یا کامپیوتر شخصی داشتند، ناچار به مراجعه حضوری به کارگزاریها شدند. اما ظرفیت این دفاتر برای پاسخگویی به چنین حجم تقاضایی محدود بود. همچنین، سامانههای اطلاعاتی مهمی مانند کدال (سامانه جامع اطلاعرسانی ناشران) که گزارشهای مالی شرکتها در آن منتشر میشود، به دلیل وابستگی به سرورهای خارجی با اختلال مواجه شد.
ایجاد فضای روانی منفی
ترکیب قطع اینترنت، اخبار نگرانکننده از تنشهای منطقهای، و سابقه تاریخی بازار از برخورد با چنین بحرانهایی، فضای روانی بسیار منفی در بازار ایجاد کرد. این فضای روانی منفی به شکل صفهای فروش سنگین و خروج نقدینگی از بازار تجلی یافت. بسیاری از سرمایهگذاران، به ویژه سهامداران خرد که سرمایه آنها عمدتاً ناشی از پساندازهای شخصی است، با مشاهده نخستین نشانههای بحران به فکر حفظ اصل سرمایه خود افتادند و این امر به تشدید روند نزولی دامن زد.
مقایسه وضعیت بورس با دورههای مشابه تاریخی
برای درک بهتر ابعاد بحران حاضر، مفید است که آن را با دورههای مشابه تاریخی مقایسه کنیم. دو مورد قابل مقایسه عبارتند از قطعی اینترنت در مهرماه ۱۴۰۱ و جنگ ۱۲ روزه خردادماه ۱۴۰۴. در مهرماه ۱۴۰۱، قطعی اینترنت اگرچه تأثیرات منفی بر بازار سرمایه داشت، اما به وسعت و عمق دیماه ۱۴۰۴ نبود. در آن دوره، بازار سرمایه پیش از قطعی اینترنت در رکود به سر میبرد و چهار ماه پیاپی افت شاخص را تجربه کرده بود. بنابراین، اثر بحران بر بازاری که پیشتر در رکود بود، کمتر محسوس بود. با این حال، آمارها نشان میدهند که ارزش معاملات خرد در آن دوره به شدت کاهش یافت و در برخی روزها به کمتر از ۲ هزار میلیارد تومان رسید. در جنگ ۱۲ روزه خردادماه ۱۴۰۴، اگرچه بازار سرمایه برای چند روز تعطیل شد، اما پس از بازگشایی، اگرچه شاهد صفهای فروش بودیم، اما بازار به سرعت توانست خود را بازیابد و حتی به سقفهای جدیدی دست یابد. تفاوت بحران حاضر با آن دوره در طولانیتر بودن قطعی اینترنت و گستردگی بیشتر اختلالات ارتباطی است.
تأثیر قطعی اینترنت بر گروههای مختلف فعال در بازار
قطع اینترنت بر گروههای مختلف فعال در بازار سرمایه تأثیرات متفاوتی گذاشت:
سهامداران خرد
این گروه که عمدتاً از طریق تلفن همراه و اینترنت به بازار دسترسی دارند، بیشترین آسیب را دیدند. عدم دسترسی به منابع اطلاعاتی، مشکل در دسترسی به سامانههای معاملاتی، و ناتوانی در پیگیری لحظهای قیمتها، این گروه را در موقعیت نامناسبی قرار داد. بسیاری از سهامداران خرد مجبور شدند سهام خود را در صفهای فروش سنگین عرضه کنند یا اینکه در شرایط عدم اطمینان کامل، از معامله خودداری کنند که هر دو Scenario به ضرر آنها تمام شد.
سرمایهگذاران نهادی و حقوقی
این گروه اگرچه با مشکلات فنی مشابهی روبرو بودند، اما به دلیل برخورداری از زیرساختهای قویتر، شبکههای ارتباطی جایگزین، و تیمهای تحلیلی داخلی، توانستند آسیب کمتری ببینند. با این حال، بسیاری از نهادهای مالی نیز به دلیل وابستگی به منابع اطلاعاتی خارجی و سامانههای بینالمللی، با چالشهای قابل توجهی مواجه شدند.
کارگزاریها
کارگزاریها به عنوان حلقه ارتباطی بین سهامداران و بازار، تحت فشار سنگینی قرار گرفتند. از یک سو، مراجعه حضوری سهامداران افزایش یافت و از سوی دیگر، سیستمهای برخط آنها با اختلال مواجه شد. بسیاری از کارگزاریها مجبور شدند ساعت کاری خود را افزایش دهند و پرسنل بیشتری را به بخش مراجعات حضوری اختصاص دهند. همچنین، خطوط تلفن آنها به دلیل حجم بالای تماسها به طور مداوم اشغال بود.
تحلیلگران و محتواسازان بازار سرمایه
گروه دیگری که به شدت تحت تأثیر قطع اینترنت قرار گرفتند، تحلیلگران و محتواسازان بازار سرمایه بودند. بسیاری از این افراد که فعالیت خود را در پیامرسانها و شبکههای اجتماعی دنبال میکردند، ناگهان با کاهش شدید مخاطب و در برخی موارد با مسدود شدن حسابهای کاربری خود مواجه شدند. برای بسیاری از آنها که درآمد اصلی خود را از این راه تأمین میکردند، این وضعیت به معنای از دست دادن شغل و درآمد بود.
شرکتهای حاضر در بورس
شرکتهای پذیرفته شده در بورس نیز از تبعات این بحران در امان نماندند. بسیاری از این شرکتها که به ارتباطات بینالمللی برای تأمین مواد اولیه، فروش محصولات، یا انتقال فناوری وابسته بودند، با اختلال در فعالیتهای خود مواجه شدند. همچنین، عدم امکان انتشار به موقع گزارشهای مالی و اطلاعیههای لازم، باعث ایجاد ابهام در مورد عملکرد این شرکتها شد.
تفاوت تأثیرپذیری قطع اینترنت در بازارهای مالی مختلف
بررسی تطبیقی نشان میدهد که بازارهای مالی مختلف به یک اندازه از قطع اینترنت متأثر نشدند:
بازار ارزهای دیجیتال

بازار ارزهای دیجیتال بیشترین آسیب را از قطع اینترنت بینالملل دید. ماهیت غیرمتمرکز و جهانی ارزهای دیجیتال باعث میشود که دسترسی به این داراییها کاملاً وابسته به اینترنت بینالملل باشد. در زمان قطعی اینترنت، کاربران ایرانی نه تنها قادر به دسترسی به صرافیهای خارجی نبودند، بلکه حتی در مواردی به صرافیهای داخلی نیز نمیتوانستند وارد شوند. نقل و انتقال ارزهای دیجیتال متوقف شد و ماینرها نیز عملاً از کار افتادند. بسیاری از معاملهگران ارزهای دیجیتال که پوزیشنهای اهرمی باز داشتند، به دلیل عدم امکان مدیریت موقعیتهای خود، متحمل ضررهای سنگینی شدند.
بازار فارکس

بازار فارکس نیز آسیب قابل توجهی دید. از آنجا که کلیه بروکرهای فارکس در خارج از ایران قرار دارند، معاملهگران ایرانی کاملاً از دسترسی به حسابهای خود محروم شدند. در روزهای اول بحران که امکان تماس تلفنی بینالمللی نیز وجود نداشت، این محرومیت کامل بود. حتی پس از برقراری محدود تماسهای تلفنی، مدیریت موقعیتهای معاملاتی باز به شدت دشوار بود.
بازار طلا

بازار طلا اگرچه آسیب دید، اما این آسیب به مراتب کمتر از بازارهای ارز دیجیتال و فارکس بود. مشکل اصلی در بازار طلا، اختلال در کشف قیمت بود. از آنجا که قیمت طلای داخلی وابسته به قیمتهای جهانی است، قطع اینترنت باعث شد نرخگذاری با مشکل مواجه شود. بسیاری از معاملات درونصنفی که در بستر اینترنت انجام میشد، متوقف شد و حجم معاملات به شدت کاهش یافت. با این حال، دسترسی به طلای فیزیکی همچنان ممکن بود و دارایی سرمایهگذاران در امان ماند.
بازار بورس

بورس تهران در مقایسه با سایر بازارهای مالی، کمترین آسیب را از قطع اینترنت بینالملل دید. دلیل اصلی این امر، وجود اینترنت ملی و امکان تداوم معاملات از این طریق بود. همچنین، امکان معامله حضوری و تلفنی نیز وجود داشت. با این حال، همانطور که اشاره شد، بورس از نظر روانی و اطلاعاتی آسیب قابل توجهی دید.
راهکارهای مقابله و کاهش آسیبپذیری محدودیت های اینترنتی
تجربه بحران اخیر نشان داد که بازار سرمایه ایران نیازمند ایجاد سازوکارهای مقاومتر در برابر شوکهای بیرونی است. برخی از راهکارهای پیشنهادی عبارتند از:
توسعه زیرساختهای مستقل ارتباطی
بازار سرمایه نیازمند توسعه زیرساختهای ارتباطی مستقل و داخلی است که وابستگی به اینترنت بینالملل را کاهش دهد. ایجاد شبکههای اختصاصی اطلاعاتی برای نهادهای مالی، توسعه سامانههای معاملاتی مبتنی بر اینترنت ملی، و ایجاد مراکز داده داخلی برای اطلاعات بازار از جمله این راهکارهاست.
تنوعبخشی به کانالهای اطلاعاتی
وابستگی شدید فعالان بازار به یک یا دو پلتفرم خاص برای دریافت اطلاعات، آسیبپذیری بازار را افزایش میدهد. لازم است کانالهای متنوعی برای انتشار اطلاعات بازار ایجاد شود که در شرایط بحران نیز قابل اتکا باشند. ایجاد سامانههای رسمی اطلاعرسانی، توسعه خبرگزاریهای تخصصی داخلی، و ایجاد پلتفرمهای ویدیویی داخلی برای تحلیل بازار از جمله این اقدامات است.
آموزش سهامداران برای شرایط بحرانی
بسیاری از سهامداران خرد، به ویژه آنهایی که تازه وارد بازار شدهاند، آشنایی کافی با نحوه عملکرد بازار در شرایط بحرانی ندارند. برگزاری دورههای آموزشی، تهیه راهنمای عملی برای معامله در شرایط ویژه، و ایجاد سامانههای مشاوره تلفنی میتواند به کاهش تصمیمات هیجانی و مدیریت بهتر بحران کمک کند.
تقویت نهادهای بازارگردان
در شرایط بحران، نقش نهادهای بازارگردان برای حفظ تعادل بازار حیاتی است. تقویت مالی و افزایش اختیارات این نهادها میتواند به کاهش نوسانات شدید و جلوگیری از شکلگیری صفهای سنگین خرید و فروش کمک کند.
ایجاد صندوقهای تضمین سرمایه
ایجاد صندوقهای ویژه برای حمایت از سهامداران خرد در شرایط بحران میتواند اعتماد به بازار را افزایش دهد. این صندوقها میتوانند در مواقع افت شدید بازار، با خرید سهام از فشار فروش بکاهند و در زمان بهبود بازار، سهام خریداری شده را به تدریج عرضه کنند.
چشمانداز آینده بازار بورس
با وجود آسیبهای وارد شده، بسیاری از کارشناسان معتقدند که بازار سرمایه ایران از پتانسیل بازگشت به روند رشد برخوردار است. عوامل متعددی این دیدگاه را تقویت میکنند:
بهبود عوامل بنیادی
از دیدگاه بنیادی، بسیاری از شرکتهای حاضر در بورس در شرایط نسبتاً مناسبی قرار دارند. گزارشهای ۹ماهه شرکتها عموماً رضایتبخش ارزیابی میشود و سیاست تکنرخی شدن ارز در محدوده ۱۲۳ هزار تومان نیز به شفافیت بازار کمک کرده است. همچنین، راهاندازی تالار دوم معاملات ارز، گامی مثبت در جهت ایجاد بازار شفافتر ارزی است.
تجربیات تاریخی
بازار سرمایه ایران در گذشته نیز دورههای بحرانی مشابهی را تجربه کرده و همواره توانسته خود را بازیابد. حتی پس از جنگ ۱۲ روزه خردادماه که بازار برای چند روز تعطیل شد و پس از بازگشایی با صفهای فروش سنگین مواجه شد، شاخص کل نه تنها افتها را جبران کرد، بلکه به سقفهای جدیدی نیز دست یافت.
جذابیت نسبی بازار سرمایه
در مقایسه با سایر بازارهای مالی داخلی، بورس هنوز از جذابیت نسبی برخوردار است. تورم بالا در اقتصاد ایران، سودآوری بسیاری از شرکتهای بورسی، و امکان کسب سود از طریق افزایش قیمت سهام و دریافت سود نقدی، بورس را به گزینهای جذاب برای سرمایهگذاری تبدیل کرده است.
بهبود تدریجی فضای سیاسی
با کاهش تدریجی تنشهای سیاسی و امنیتی، میتوان انتظار داشت که فضای روانی بازار نیز بهبود یابد. بازار سرمایه معمولاً زودتر از سایر بازارها به تحولات واکنش نشان میدهد و در صورت کاهش ریسکهای سیاسی، میتواند سریعتر به تعادل بازگردد.
جمعبندی نهایی
قطع گسترده اینترنت بینالملل در دیماه ۱۴۰۴، آزمونی دشوار برای بازار سرمایه ایران بود که نقاط ضعف و قوت این بازار را به وضوح آشکار ساخت. از یک سو، وابستگی بازار به منابع اطلاعاتی خارجی، آسیبپذیری سیستم معاملات برخط، و حساسیت بالای بازار به عوامل روانی و سیاسی به عنوان نقاط ضعف مهم شناسایی شدند. از سوی دیگر، وجود اینترنت ملی، امکان تداوم معاملات حضوری و تلفنی، و مقاومت نسبی بورس در مقایسه با سایر بازارهای مالی، از نقاط قوت بازار محسوب میشوند. تجربه این بحران نشان داد که بازار سرمایه ایران نیازمند تحولات ساختاری برای کاهش آسیبپذیری در برابر شوکهای بیرونی است. توسعه زیرساختهای مستقل ارتباطی، تنوعبخشی به کانالهای اطلاعاتی، آموزش سهامداران، تقویت نهادهای بازارگردان، و ایجاد مکانیسمهای حمایتی از جمله اقدامات ضروری برای آینده هستند. با وجود تمام چالشها، چشمانداز بلندمدت بازار سرمایه ایران امیدوارکننده به نظر میرسد. بهبود عوامل بنیادی شرکتها، جذابیت نسبی بورس در مقایسه با سایر بازارها، و تجربیات تاریخی بازار از عبور موفقیتآمیز از بحرانهای مشابه، همگی نشاندهنده ظرفیت بازار برای بازیابی و رشد است.
آنچه در نهایت تعیینکننده مسیر آینده بازار خواهد بود، ترکیبی از بهبود فضای کلان سیاسی و اقتصادی کشور، اجرای اصلاحات ساختاری در بازار سرمایه، و افزایش بلوغ و آگاهی سهامداران است. در صورت تحقق این شرایط، میتوان انتظار داشت که بازار سرمایه ایران نه تنها از پیامدهای بحران اخیر عبور کند، بلکه به نهادی مستحکمتر، شفافتر و کارآمدتر تبدیل شود که بتواند نقش خود را به عنوان موتور محرک رشد اقتصادی کشور به درستی ایفا کند. بازار سرمایه ایران در مسیر پرپیچ و خم توسعه خود، بحرانهای متعددی را پشت سر گذاشته و از هر یک درسهای ارزشمندی آموخته است. بحران قطع اینترنت دیماه ۱۴۰۴ نیز بیتردید درسی مهم برای تمامی ذینفعان بازار خواهد بود؛ درسی که اگر به درستی فرا گرفته شود، میتواند سنگ بنای تحولی اساسی در بازار سرمایه ایران باشد. آینده بازار در گرو تصمیمات امروز ماست؛ تصمیماتی که میتوانند آسیبپذیری بازار را کاهش دهند، اعتماد سرمایهگذاران را افزایش دهند، و راه را برای رشد پایدار و متوازن بازار هموار کنند.