روزهایی که شمارش معکوس فروشهای فلشبیگ به انتظار برای بازگشت اینترنت تبدیل شد. هفتههایی که پیکهای موتوری بیکار ماندند، پیجهای فروش میلیونی سکوت کردند و کسبوکارهای آنلاینی که روزی قهرمان اقتصاد مقاومتی بودند، امروز در آستانه ورشکستگی ایستادهاند. آنچه با قطعی اینترنت آغاز شد، تنها یک اختلال ارتباطی نبود، بلکه آزمایشی سخت برای اقتصاد دیجیتال ایران بود – اقتصادی که در سکوت ۲۰ روزه، نفسهای آخرش را کشید. این گزارش، روایتی است از بحرانی که از خیابانهای مجازی آغاز شد و به آشپزخانههای واقعی رسید. جایی که دیگر خبری از صدای نوتیفیکیشن سفارشها نیست و تنها صدا، تیکتاک ساعت روبهروی صفری است که روزی پر از ارقام بود. همراه ما باشید تا از لایههای پنهان این خاموشی بزرگ پرده برداریم.

مرگ خاموش رویاهای دیجیتال
در قلب اقتصاد پرتلاطم ایران، رگهای حیاتی جدیدی شکل گرفته بود؛ رگهایی دیجیتالی که جان تازهای به کالبد کسبوکار بخشیده بودند. سالها بود که فروشگاههای اینترنتی و پیجهای فروش در شبکههای اجتماعی، نه به عنوان یک گزینه فرعی، که به شریان اصلی معیشت صدها هزار خانواده ایرانی تبدیل شده بودند. تصویری از یک اقتصاد مقاوم و خلاق در حال ترسیم شدن بود؛ اقتصادی که در بستر مجازی، فرصتهای شغلی خلق میکرد، تولیدکننده کوچک را به مصرفکننده متصل میساخت و مرزهای جغرافیایی را درنوردیده بود. اما این رویای دیجیتال، ناگهان در سکوت عمیق یک قطعی گسترده اینترنت محو شد. آنچه در هفتههای اخیر رخ داد، تنها یک اختلال فنی نبود، بلکه زلزلهای بود که بنیانهای اقتصاد نوپای دیجیتال ایران را به لرزه درآورد.
پشت آمارهای خشک، زندگیهای ویران شده
بر اساس گزارشهای میدانی و اعلام مقامات صنفی، بسیاری از کسبوکارهای آنلاین شاهد سقوط ۸۰ درصدی فروش خود بودهاند. این رقم تنها یک آمار خشک اقتصادی نیست، بلکه پشت هر درصد از آن، داستان یک فروشگاه مجازی، یک فریلنسر نگران، یک خانواده که امیدهایش به درآمد اینترنتی گره خورده بود، نهفته است. وزیر ارتباطات پیشتر از خسارت روزانه ۵ همتی (پنج هزار میلیارد تومانی) سخن گفته بود، اما ابعاد واقعی فاجعه را باید در نگاه بلاتکلیف نزدیک به یک میلیون نفری جستوجو کرد که به گفته رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی، مستقیم از فروش در شبکههای اجتماعی امرار معاش میکنند. این افراد، که غالباً از اقشار متوسط و کمدرآمد جامعه هستند، امروز در خط مقدم آسیبهای این بحران قرار دارند. آنها نه در آمارهای رسمی شاغلان جایی دارند، نه تحت پوشش بیمه بیکاری، و نه حتی صدای اعتراضشان به گوش میرسد. سکوت اینترنت، زندگی آنها را نیز به سکوتی تلخ و نگران کننده فرو برده است.
فروپاشی زنجیره اعتماد دیجیتال
اما اثرات این بحران به فروشندگان مستقیم محدود نمیشود. کل اکوسیستم دیجیتال کشور در معرض تهدید است. شرکتهای خدماتدهنده، پیکهای موتوری، تولیدکنندگان کوچک، برنامهنویسان و متخصصان دیجیتال مارکتینگ، همه و همه حلقههای به هم پیوستهای هستند که با توقف چرخه فروش، فعالیتشان دچار اختلال شده یا کاملاً متوقف شده است. کاهش ۸۰ درصدی تراکنشهای مالی تنها نشانه ظاهری یک بیماری عمیقتر است: از بین رفتن اعتماد. اعتماد مشتری به دریافت به موقع کالا، اعتماد فروشنده به تداوم دسترسی به بازار، و اعتماد سرمایهگذار به ثبات فضای کسبوکار دیجیتال. این از دست رفتن اعتماد، سمی است که اثرات آن بلندمدت خواهد بود و حتی با بازگشت فنی اینترنت، درمان آن به سادگی ممکن نیست.

انتخاب سرنوشتساز؛ بازسازی یا نابودی
آنچه در پی قطعی اینترنت برای اقتصاد دیجیتال ایران رخ داد، تنها یک «اختلال موقت» نبود، بلکه یک «آزمایش استرس» بزرگ برای تابآوری این بخش حیاتی اقتصاد بود. نتایج این آزمایش نگرانکننده است: مدل اقتصادی که بر بستری شکننده بنا شده بود، در مواجهه با اولین طوفان جدی، تا مرز فروپاشی پیش رفته است. هشدار رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی درباره «نابودی اقتصاد دیجیتال» اگرچه تلخ به نظر میرسد، اما اغراق آمیز نیست. ادامه روند فعلی میتواند منجر به ورشکستگی گسترده کسبوکارهای کوچک و متوسط، از دست رفتن سرمایههای انسانی ارزشمند (که ممکن است به مهاجرت یا تغییر شغل روی آورند)، و عقبافتادگی بیشتر ایران از قطار سریعالسیر اقتصاد جهانی شود.
با این حال، در دل این بحران، فرصتی برای بازاندیشی و بازسازی نیز نهفته است. آینده اقتصاد دیجیتال ایران دیگر نمیتواند بر اساس فرض دسترسی همیشگی و بیدغدغه به پلتفرمهای خارجی و اینترنت جهانی برنامهریزی شود. نیاز به ایجاد «تابآوری دیجیتال» از طریق توسعه زیرساختهای بومی مطمئن، تقویت پلتفرمهای داخلی و طراحی سازوکارهای حمایتی و بیمهای برای روزهای بحران، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.同時، جبران خسارات وارده و ارائه تضمینهایی برای ثبات آینده، نخستین گام ضروری برای بازسازی اعتماد از دست رفته است. سقوط ۸۰ درصدی فروش، زنگ خطری است که اگر به موقع و به درستی به آن پاسخ داده شود، میتواند نقطه عطفی برای ساخت اقتصادی دیجیتال مستحکمتر، عادلانهتر و متکی به خود باشد. در غیر این صورت، خاکستر حاصل از این طوفان، رویایی را خواهد پوشاند که سالها برای تحقق آن تلاش شده بود. انتخاب با ماست: ساختن از نو بر اساس درسهای آموخته شده، یا نظاره کردن نابودی یکی از امیدبخشترین بخشهای اقتصاد ایران.