طرفداران قدیمی سامسونگ زمانی با دیدن یک گوشی گلکسی، بدون نگاه کردن به نام سازنده هم می فهمیدند با محصولی از سامسونگ روبه رو هستند. این موضوع فقط به استفاده پررنگ از لوگوهای سامسونگ و گلکسی در بخش های مختلف بدنه مربوط نمی شد؛ گوشی های این شرکت شخصیت متفاوتی داشتند.
سامسونگ زمانی با خیال راحت سراغ ایده هایی می رفت که دیگر سازندگان گوشی حاضر نبودند امتحانشان کنند. بعضی از این ایده ها درخشان بودند، برخی دیگر عجیب به نظر می رسیدند و تعدادی نیز هم زمان هر دو ویژگی را داشتند؛ همین مسئله بخشی از جذابیت محصولات سامسونگ بود.
سامسونگ زمانی از عجیب بودن نمی ترسید
امروز گوشی های گلکسی تا حد زیادی صیقل خورده و قابل پیش بینی هستند؛ شاید حتی بیش از حد. سامسونگ فرمول اصلی یک گوشی خوب را پیدا کرده و حالا بیشتر به تکرار همان فرمول می پردازد. از نگاه کاملاً منطقی، ایرادگرفتن از محصولات جدید این شرکت دشوار است.

با این حال، دلم برای روزهایی تنگ شده است که معرفی یک گوشی گلکسی این سؤال را ایجاد می کرد که سامسونگ دقیقاً به چه چیزی فکر می کرده است. این شرکت نمایشگرهای خمیده را زمانی معرفی کرد که کسی مشخصاً خواهانشان نبود و از قابلیت هایی مانند اسکنر عنبیه چشم، دوربین های موتوردار و کنترل های حرکتی نیز استفاده کرد.
گوشی های تاشو شاید بهترین نمونه از این رویکرد باشند. سامسونگ روی گوشی های تاشو سرمایه گذاری زیادی کرد و همین موضوع به این شرکت کمک کرد در بازاری که تعداد کمی از رقبا توانسته اند در آن به چالش جدی تبدیل شوند، به رهبر بازار تبدیل شود. البته همه آزمایش های اولیه سامسونگ دوام نیاوردند؛ اما مسئله دقیقاً همین است.
برای نوآوری، نقشه راه مشخصی وجود ندارد. نوآوری زمانی شکل می گیرد که شرکت ایده های مختلف را امتحان کند، بفهمد مردم چه چیزهایی را می پسندند و چه چیزهایی را نمی پسندند و ایده های ناموفق را کنار بگذارد تا در نهایت به چیزی برسد که مشتریان دوست دارند. سامسونگ زمانی این موضوع را بهتر از بسیاری از شرکت ها درک می کرد، اما حالا بیش از حد محتاط به نظر می رسد.
آزمایش کردن بخشی از مسیر بود
سری گلکسی S به محصولی بسیار قابل پیش بینی تبدیل شده است. تقریباً می دانیم هر سال چه چیزی انتظارمان را می کشد: پردازنده ای بهتر، دوربین های ارتقایافته، نمایشگری روشن تر، چند قابلیت جدید هوش مصنوعی و تعدادی اصلاح در طراحی.
مدل اولترا تقریباً همه امکاناتی را که سامسونگ می تواند در آن جای دهد ارائه می کند، مدل های کوچک تر نیز در رده های پایین تر قرار می گیرند و فرمول کلی محصول همچنان آشنا باقی می ماند.
البته می توان از ثبات قابل پیش بینی محصولی دفاع کرد که هر سال میلیون ها دستگاه می فروشد؛ اما پیش بینی پذیری با قابل اعتمادبودن یکی نیست. سامسونگ توان مهندسی لازم را دارد تا خارج از چارچوب های معمول فکر کند و در عین حال دستگاه هایی قابل اعتماد و بادوام بسازد.
این شرکت هنوز هم دست به آزمایش می زند. گلکسی زد فولد 8 جدید با طراحی شبیه گذرنامه نمونه ای از همین رویکرد است. با این حال، حتی جاه طلبانه ترین محصولات سامسونگ نیز به تدریج به سمت ظاهر آشنای این شرکت، یعنی پرداخت نهایی دقیق و بهبودهای تدریجی، حرکت می کنند. کافی است به گلکسی زد فولد 8 اولترا و گلکسی زد فلیپ 8 امسال نگاه کنیم.
پیش بینی پذیری همه چیز را در اختیار گرفته است
تفاوت سخت افزاری میان گوشی های مختلف عملاً بسیار کم شده است. بیشتر گوشی های رده بالا نمایشگرهای ممتاز، تراشه های پیشرفته، دوربین های توانمند و قابلیت های قدرتمند هوش مصنوعی دارند.
حتی برخی از آن ها باتری های بزرگ تر و سرعت شارژ بیشتری نسبت به سامسونگ ارائه می کنند. در چنین شرایطی، یک شرکت باید دلیلی فراتر از فهرست مشخصات فنی در اختیار مشتریان بگذارد تا آن ها به محصولش اهمیت بدهند.
سامسونگ باید از این فرصت استفاده کند و به سراغ همان چیزی برگردد که گلکسی را در ابتدا جذاب می کرد. مهندسان و طراحان این شرکت باید دوباره آزادی ساخت محصولی عجیب را داشته باشند؛ محصولی که پس از رهاشدن از محدودیت های بهینه سازی های تکراری، حاصل ایده های تازه آن ها باشد.
سامسونگ از معدود شرکت هایی است که توان تحمل شکست یک آزمایش را دارد. قرار نیست هر محصول به یک خانواده چندمیلیارددلاری تبدیل شود. این شرکت می تواند بعضی محصولات را برای آزمودن یک ایده، شکل دادن به ایده ای تازه یا صرفاً یادآوری این موضوع عرضه کند که هنوز توانایی فکرکردن خارج از چارچوب را دارد.
سامسونگ زمانی با پذیرفتن ریسک هایی که مجبور به پذیرفتنشان نبود، به یکی از بزرگ ترین نام ها در فناوری مصرفی تبدیل شد. حیف است که این شرکت پس از رسیدن به جایگاه فعلی، امن ترین راه را فقط ماندن در همان نقطه بداند.
منبع: SamMobile






